محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

12

تحفه خانى ( فارسى )

و از عدم و قلت او سوى مزاج حاصل شود بلكه از عدمش عدم حيوة باشد و غير طبيعى مقابل اوست و علامت خون طبيعى آنست كه احمر ناصع باشد و بوى ناخوش نه‌داشته باشد بحسب طعم شيرين باشد و گاه خون طبيعى غير طبيعى مىگردد و اين يا بواسطه متكيف شدن اوست در ذات خود به اين طريق كه اسخن از خاك طبيعى باشد يا ابرد ازو و اين تغير مىتواند كه گاه بواسطه مخالطه خلطى غير طبيعى شود و او را متكيّف به كيفيت زايده گرداند و اين دو قسم مىتواند بود يكى آنكه اين مخالطه از خون باشد به اين طريق كه جزو از خون متعفن شود و تاثير در بقيهء اجزاء كند درين حال هرآئينه اسخن ما ينبغى خواهد شد و قسم ثانى آنست كه ورود مخالطه از خلط ديگر باشد مثل صفراى غير طبيعى و يا خلط ديگر بانفراد و يا به اجتماع اخلاط فاسد متعفنه باشد و او را از اصلاح و طبيعت بيرون آرد و فايده ديگر در وجود خون طبيعى - در بدن از خالق تعالى شانه اغتذا بدن ازو و تسخين و ترطبيب مر بدن را و افاده حسن لون و تشريق بشره است . . . اما صفراى طبيعى رغوة و كف خون‌ست و علامت آنكه طبيعت احمر ناصع است و خفيف ناصع يعنى لون مشبع در صفرت كه برنگ زعفران باشد . خفيف يعنى در وزن خون الطف اخلاط است چنين خواهد بود و فايدهء او در بدن آنست كه مختلط با خون باشد تا اغتذاى بدن از خون شود خون را ترقيقى كند كه نفوذش در مجارى ضيقه آسان باشد و تقطيع رطوبات لزجه كند كه موجب انسداد طريق و مجاريست و تغذيه بعضى آن از صفرا است بكند و تسخين بعضى اعضا كه